بازاریابی چیست و هدف آن چیست؟

زمان مطالعه: 7 دقیقه

در فرهنگ لغت کلمه بازاریابی اینگونه تعریف شده است “ بازاریابی به داد و ستد ، فعالیت و ترویج و فروش محصولات و خدماتی از جمله تحقیقات بازار و تبلیغات گفته می شود. ممکن است شما همانند خیلی ها به عنوان بازایاب مشغول فعالیت باشید ،اما احتمالاً این برای شما دشوار باشد که بازاریابی را تعریف کنید ، هر چند که آن را هر روز می بینید و از آن استفاده می کنید. اصطلاح بازاریابی برای یک تعریف ساده کمی فراگیر و متغیر است. با بررسی بیشتر ، متوجه خواهید شد که در واقع ، بازاریابی با تبلیغات و فروش تشابه زیادی دارد. بازاریابی در تمام مراحل تجارت از ابتدا تا انتها وجود دارد.

بازاریابی چیست؟

بازاریابی به هر گونه فعالیت شرکت برای جذب مخاطب و مشتری برای محصول یا خدمات شرکت از طریق پیام رسانی با کیفیت بالا اشاره دارد. شاید برای شما کمی تعجب آور باشد که چرا بازاریابی یک جزء ضروری در طول توسعه محصول ، یا زمینه فروش یا توزیع خرده فروشی است، اما وقتی به آن فکر می کنید متوجه خواهید شد که این امر بسیار منطقی است، در واقع می توان گفت که بازاریابان تاثیرگذاری قابل توجهی بر روی شخصیت مخاطبان و مشتریان خود دارند. شما همچنین باید بدانید که هدف از بازاریابی تحقیق و تجزیه و تحلیل دائمی مشتریان ، انجام گروه های متمرکز ، ارسال نظرسنجی ، مطالعه عادت های خرید آنلاین و پرسیدن یک سوال اساسی است: “کجا ، چه موقع و چگونه مشتری ما می خواهد با کسب و کار ما ارتباط برقرار کند؟” این که آیا شما یک بازاریاب با تجربه هستید که به دنبال به روز رسانی تعاریف خود هست و  یا یک مبتدی هستید که تازه می خواهید بفهمید بازاریابی در درجه اول چیست ، ما از شما حمایت خواهیم کرد. در ابتدا بهتر است انواع بازاریابی به همراه چهار هدف عمده آن و تفاوت های بین بازاریابی و تبلیغات را بررسی کنیم.

هدف بازاریابی

بازاریابی فرایند جلب علاقه مردم به محصول یا خدمات شرکت شما است. این امر از طریق تحقیقات بازار ، تجزیه و تحلیل و درک علایق مشتری ایده آل شما انجام می شود. بازاریابی به همه جنبه های یک تجارت از جمله توسعه محصول ، روش های توزیع ، فروش و تبلیغات مربوط می شود. اما بازاریابی مدرن در دهه 1950 میلادی آغاز شد زمانی که مردم برای تأیید یک محصول از رسانه های چاپی بیشتر استفاده کردند. زمانی که تلویزیون و بعد اینترنت وارد خانه های مردم شد ، بازاریابان می توانستند کمپین های کل را در چندین پلتفرم به اجرا در بیاورند. همانطور که گمان می کنید در آن زمان یعنی در 70 سال گذشته بازاریابان به شدت نقش مهمی برای تنظیم دقیق نحوه فروش یک محصول به مشتریان برای بهبود موفقیت کسب و کارها داشتند. هدف اساسی بازاریابی جذب مشتری از طریق پیام رسانی برای برند خود است. در حالت ایده آل ، این پیام رسانی برای مخاطبان هدف شما  نیز مفید و آموزشی خواهد بود ، بنابراین براحتی می توانید  این کابران را به سرنخ تبدیل کنید. امروزه به معنای واقعی کلمه ده ها مکان وجود دارد که می توان کمپین بازاریابی را انجام داد، در قرن 21 شما در کجا این کار را انجام می دهید؟

انواع بازاریابی

اینکه کمپین های بازاریابی تان را در چه جایی برگزار می کنید، کاملاً به این بستگی دارد که مشتریان شما وقت خود را در کجا سپری می کنند. این کاملا به شما بستگی دارد که تحقیقات بازار تان را در کجا انجام می دهید ،زیرا این کار تعیین می کند که کدام نوع بازاریابی و کدام ترکیب ابزارها در هر نوع برای ایجاد برند شما بهتر است.

در لیست ذیل چندین نمونه بازاریابی وجود دارد که با بازارهای امروزه مرتبط است ، که برخی از آنها حتی آزمون زمان را هم پشت سر گذاشته اند.

  • بازاریابی اینترنتی: با الهام از کمپین محصولات Excedrin که به صورت آنلاین انجام شد ، ایده حضور در اینترنت به دلایل تجاری یک نوع بازاریابی به خودی خود است.
  • بهینه سازی موتور جستجو: مخفف “SEO” ، این فرایند بهینه سازی محتوا در یک وب سایت است تا در نتایج موتورهای جستجو ظاهر شود. از بازاریابان برای جذب افرادی استفاده می کند که جستجوهایی را انجام می دهند که نشان می دهد آنها علاقه مند به یادگیری در مورد یک صنعت خاص هستند.
  • بازاریابی وبلاگ: وبلاگ ها دیگر منحصر به نویسنده نیستند. برندها در حال حاضر وبلاگ هایی را منتشر می کنند تا در مورد صنعت خود بنویسند و علاقه مشتریان بالقوه ای را که در اینترنت به دنبال اطلاعات هستند ، پرورش دهند.
  • بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی: مشاغل می توانند از فیس بوک ، اینستاگرام ، توییتر ، LinkedIn و شبکه های اجتماعی مشابه استفاده کنند تا در طول زمان بر مخاطبان خود تأثیر گذاری بیشتری داشته باشند.
  • بازاریابی چاپی: با درک بهتر روزنامه ها و مجلات از افرادی که در مطالب چاپی خود مشترک هستند ، مشاغل به حمایت از مقالات ، عکاسی و محتوای مشابه در نشریاتی که مشتریان آنها می خوانند ، می پردازند.
  • بازاریابی موتورهای جستجو: این نوع بازاریابی کمی متفاوت از SEO است که در بالا توضیح داده شد. هم اکنون مشاغل می توانند با پرداخت هزینه ای به موتورهای جستجو پیوندهایی را در  فهرست صفحات خود قرار دهند که مخاطبان خود را در معرض دید بالایی قرار دهند. (این مفهومی به نام “پرداخت به ازای کلیک” است-در قسمت بعدی نمونه ای از آن را به شما نشان می دهم).
  • بازاریابی ویدئویی: زمانی تنها راه تبلیغات تبلیغات چاپی بود، اما  ، اکنون بازاریابان پول هنگفتی را صرف تولید و انتشار انواع ویدئوهایی می کنند که با آن بتوانند مشتریان اصلی خود را سرگرم و  یا آموزش می دهد. .

بازاریابی و تبلیغات

اگر بازاریابی را به صورت یک چرخ تشبیه کنیم است ، تبلیغات تنها یک سیم پره از این چرخ است. بازاریابی شامل توسعه و توزیع محصول ، تحقیقات بازار ، استراتژی فروش ، روابط عمومی و پشتیبانی مشتری می شود. بازاریابی در تمام مراحل فروش یک کسب و کار ضروری است و می تواند از بستر های متعدد ، کانال های رسانه های اجتماعی و تیم های درون سازمان خود برای شناسایی مخاطبان خود ، ارتباط با آن ، تقویت صدای آن و ایجاد وفا داری به نام تجاری در طول زمان استفاده کند.

از سوی دیگر ، تبلیغات تنها یکی از اجزای بازاریابی است. این یک تلاش استراتژیک است که معمولاً  هزینه ای هم در بر دارد ، برای آگاهی از یک محصول یا خدمات به عنوان بخشی از اهداف جامع تر که در بالا ذکر شد. به بیان ساده ، این تنها روشی نیست که بازاریابان برای فروش محصول به کار می گیرند. مثلا می توانید بگویید (به خواندن ادامه دهید ، در پایان آن یک مسابقه وجود دارد).

فرض کنید یک کسب و کار در حال عرضه محصول جدیدی است و می خواهد کمپینی را برای تبلیغ آن محصول به مشتریان خود ایجاد کند. کانال های انتخابی این شرکت فیس بوک ، اینستاگرام ، گوگل و وب سایت شرکت آن است. این شرکت از همه این فضاها برای حمایت از کمپین های مختلف خود در هر سه ماه و ایجاد سرنخ از طریق آن کمپین ها استفاده می کند. همچنین برای پخش محصول جدید خود ، راهنمای محصول قابل دانلود را در وب سایت خود  منتشر می کند ، ویدئویی را برای نمایش محصول جدید خود در اینستاگرام ارسال می کند و در مجموعه ای از نتایج جستجوی حمایت شده در Google سرمایه گذاری می کند که ترافیک را به صفحه محصول جدید در وب سایت خود هدایت می کند. اکنون آیا می توانید بگویید کدام یک از تصمیمات فوق بازاریابی و کدام یک  تبلیغات بود؟

 این تبلیغات ها  در اینستاگرام و گوگل انجام شد. اینستاگرام به طور کلی یک کانال تبلیغاتی نیست ، اما هنگامی که برای برندسازی استفاده می شود ، می توانید پایگاه فالوورهایی ایجاد کنید که هر از چند گاهی برای معرفی محصولات استفاده شود، در این مثال ازگوگل برای تبلیغات استفاده شده است. این شرکت هزینه فضایی را در گوگل را پرداخت کرد: برنامه ای که تحت عنوان پرداخت به ازای کلیک شناخته می شود که با آن میتوان ترافیک را به یک صفحه خاص متمرکز بر محصول خود هدایت کرد، حالا شما بگویید بازاریابی در کجا انجام شد؟

 این یک سوال ترفند بود ، زیرا در اصل  کل فرآیند بازاریابی بود. با هماهنگ سازی اینستاگرام ، گوگل و وب سایت خود پیرامون یک ابتکار مشتری محور ، این شرکت یک کمپین بازاریابی سه قسمتی را اجرا کرد که در ابتدا مخاطبان خود را شناسایی کرد ،  سپس پیامی را برای آن  دسته از مخاطبان تدوین کرد و در نهایت برای تاثیر گذاری حداکثری پیام خود را برای همه مخاطبان خاص آن حرفه ارسال کرد.

چهار عنصر اصلی بازاریابی

در دهه 1960 ،جروم مک کارتی 4 عنصر اصلی بازاریابی را تخت عنوان 4 Ps (Product, Price, Place, Promotion)معرفی کرد. در اصل ، این 4 PS نحوه تعامل بازاریابی با هر مرحله از کسب و کار را توضیح می دهد. این چهار عنصر عبارتند از:

عنصر اول محصول (Product)

فرض کنید شما برای محصولی که می خواهید کسب و کار شما آن را بفروشد ایده ای دارید، سپس چه کاری انجام می دهید؟ اگر فقط به دنبال فروش آن باشید احتمالا موفق نخواهید شد. برای موفقیت ، شما به تیم بازاریابی خود نیاز دارید تا تحقیقات بازار را انجام داده و به برخی از سوالات مهم پاسخ دهد، این سوالات عبارتند از: مخاطبان هدف شما چه کسانی هستند؟ آیا بازار مناسبی برای این محصول وجود دارد؟ چه پیام هایی فروش محصولات را افزایش می دهد و در کدام پلتفرم ها؟ توسعه دهندگان محصول شما چگونه باید محصول را اصلاح کنند تا احتمال موفقیت را افزایش دهند؟ گروه های متمرکز درباره محصول چه فکر می کنند و چه سوالات یا تردیدهایی دارند؟

بازاریابان از پاسخ این سوالات برای کمک به مشاغل برای درک تقاضا برای محصول و افزایش کیفیت محصول با ذکر نگرانی های ناشی از گروه تمرکز یا شرکت کنندگان در نظرسنجی استفاده می کنند.

عنصر دوم قیمت (Price)

تیم بازاریابی شما قیمت محصولات رقبا را بررسی می کند یا از گروه های متمرکز و نظرسنجی ها استفاده می کند تا تخمین بزند مشتری ایده آل شما چقدر مایل به پرداخت است. باید این را در نظر اگر قیمت محصولات بسیار بالا باشد ،طبعا از نظر مشتری ثابت ضرر خواهید کرد، اما اگر قیمت آن بسیار پایین باشد، بازهم ممکن است بیشتر از آنچه به دست می آورید پول از دست بدهید. خوشبختانه بازاریابان می توانند از  انجام تحقیقات در صنعت حرفه خود و تجزیه و تحلیل مصرف کننده برای تعیین محدوده قیمت مناسب خود استفاده کنند.

عنصر سوم مکان فروشPlace))

بسیار مهم است که بخش بازاریابی شما از درک و تجزیه و تحلیل مشتریان کسب و کار تان برای ارائه پیشنهاداتی در مورد نحوه و مکان فروش محصول استفاده کند. شاید آنها معتقدند یک سایت تجارت الکترونیک بهتر از یک مکان خرده فروشی کار می کند ، یا برعکس. یا شاید آنها بتوانند بینش هایی را در مورد مکان هایی که برای فروش محصول شما در سطح ملی و بین المللی مناسب تر است ارائه دهند.

عنصر چهارم ترویج (Promotion)  

این عنصر به احتمال زیاد همان چیزی است که از ابتدا انتظار داشتید: تبلیغ و ترویج هرگونه تبلیغات آنلاین ، چاپی ، رویداد یا تخفیفی است که تیم بازاریابی شما برای افزایش آگاهی و علاقه به محصول شما ایجاد می کند و در نهایت  این منجر به فروش بیشتر محصولات شما می شود. در این مرحله ، احتمالاً روش هایی مانند کمپین های روابط عمومی ، تبلیغات یا تبلیغات رسانه های اجتماعی را مشاهده خواهید کرد.

در پایان بهتر است بدانید  این  بسیار مهم است که اطلاعات کافی داشته باشید تا بدانید که چگونه از بازاریابی برای افزایش کارایی و موفقیت کسب و کار خود استفاده کنید. خوشبختانه تعریف ما و شناخت شما از این چهار عنصر به شما کمک خواهد کرد تا هدف بازاریابی و نحوه تعریف آن را بهتر درک کرده سپس با اتخاذ تصمیمات بهتر باعث ارتقا و پیشرفت کسب و کار خود شوید.

0/5 (0 Reviews)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *